تبليغاتX
آوای سکوت
خیالی نیست باور کرده ام چشمهایت را
 

من خيال نيستم

هستم و هنوز

معتقد به واژه ي زوال نيستم

حرفِ تازه اي به خاطرم نمي رسد

ور نه لال نيستم.

محمدعلی بهمنی

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت   توسط الهام 

 

به پاییز می‌مانی

آدم نمی‌داند چه بپوشد

وقت دیدن‌ت

 

http://aatefe.blogfa.com/

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت   توسط الهام 

 

دوستش می دارم

 لبخندش را 

 فریبی نه که هدیه ای می انگارم 

 من همه ی سنگهایش را پرستیده ام و 

 آتش و آب و خاکش را 

 من آفتابش را پوشیده ام و 

 عصاره ی ماهتابش را 

 پیاله پیاله نوشیده ام 

 دوستش می دارم 

 زمینی که تو روی آن راه می روی

رویا زرین

+ نوشته شده در  شنبه سی ام خرداد 1388ساعت   توسط الهام 

 

دروغ نگویید

بندباز

هیچ فرقی با ما ندارد

او

زندگی‌اش به بند   بند است

ما

بندمان به زندگی

 

مهدی علاقمند

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت   توسط الهام 

 

ساعت گیج زمان در شب عمر

می زند پی در پی زنگ

دنگ ... دنگ

  دنگ...

 

سهراب

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت   توسط الهام 

 

لنگه های چوبی در حیاط مان

گرچه کهنه اند و جیرجیر می کنند

محکمند

خوش به حالشان

که لنگه ی همند

                        

جلیل صفربیگی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت   توسط الهام 

 

من طبیبا ز تو از خویش خبردارترم

که مرا سوز فراقست و تو گویی که تب است

 

وصال شیرازی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت   توسط الهام 

 

هزار رنگ چهره ات را آسمان دید

گریست

و صبح

کمر هفت رنگ آسمان خم شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت   توسط الهام 

 

مــــاه پشت شاخـــه ها بي احتيـــــــاط

مـــانده امشب روي ديـــــوار حيـــــاط

مـــــادر از پشت درختـــــــــان هراس

مي رســــــد آرام با تشتـــــي لبـــــاس

مي چـــــــلاند خاطـــــرات شستــه را

شعـــــــــرهاي نـــارس نــــارستــه را

خاطـــــراتم مثـــــل يک شــــعر بلنـــد

پــــهن مي ماند پريشـــــــان روي بــند

*

يــــــاد گلبانــــــوي کاشـــي ها به خير

يـــــاد حوض و آب پاشـــي ها به خير

دســت هــايـــش آشنــــــا بـــا آب هـــا

مهـــــربان بـــا کاســـه ها بشقــــاب ها

امشــــب اي غــــم در دلــــم اتراق کن

خــــــاطراتـــم را بـــــه او سنجاق کن

آن اهــــــــوراي تماشايـــــــي کجاست

خسته ام عطر خوش چايي کجاســت ؟

 

سعيد بيابانکي
 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت   توسط الهام 

 

ز شیرین کاری فرهاد بی آرام شد شیرین

خوشا کاری که سازد تلخ

خواب کار فرما را

 

صائب

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت   توسط الهام 

 

نمی دانم

چه گرمی کرده ای با دل

نهان از من

که تا غافل شوم از وی

دوان سوی تو می آید.

 

حکیم شفایی اصفهانی

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت   توسط الهام 

 

کاش می گفتی چیست

آنچه از چشم تو

تا عمق وجودم جاریست.

 

مشیری

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت   توسط الهام 

 

آسمان هم چو صفحه ی دل من است

روشن از جلوه های مهتاب است

امشب از خواب خوش گریزانم

که خیال تو خوش تر از خواب است

 

فروغ

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت   توسط الهام 

 

نام تو را می برم ای عشق

و دهانم

به آنی

جهانی می شود.

 

حسن حسینی

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت   توسط الهام 

 

باید

استفاده ی بهینه کرد

از دل

عشق کجاست؟

 

حسن حسینی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت   توسط الهام 

 

من از نی چقدر بیزارم

آنقدر دلنشین از جدایی حرف می زند

که من هوس می کنم

امروز در کوچه عاشق کسی بشوم

فردا به جدایی سر بزنم

 

 آرش عارف

http://arash-aref.blogfa.com/8701.aspx

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت   توسط الهام 

 

نخست

دیر زمانی در او نگریستم

چندان که چون نظر از وی بازگرفتم

در پیرامون من

                    همه چیزی

                                    به هیات او درآمده بود

آنگاه دانستم که مرا دیگر از او

                                        گریز نیست.

 

شاملو

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت   توسط الهام 

 

هر چه را آغاز و پایانی است

حتی

هرچه را آغاز و پایان نیست.

 

مشیری

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت   توسط الهام 

 

زندگیم رو به راه است

رو به راهی که رفته ای

رو به راهی که مانده ام.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت   توسط الهام 


حتي بگذار آفتاب نيز برنيايد
به خاطر فرداي ما اگر
برماش منتي است

چرا كه عشق
خود فرداست
خود هميشه است.

شاملو
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت   توسط الهام 

 

و عشق

تنها عشق

تو را به گرمی یک سیب می کند مانوس

 

سهراب

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت   توسط الهام 

 

چگونه ماهی خود را به آب می سپارد؟

به دست موج خیالت سپرده ام جان را.

 

فریدون مشیری

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت   توسط الهام 

 

آی

ای آنکه کسی چون تو در آن بالا نیست

جانشین تو چه کرده است در این پایین ها!!!

 

خلیل ذکاوت

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت   توسط الهام 

 

تو کیستی؟

وقتی نباشی

اردیبهشت سرآغاز جهنمی طولانیست.

 

اسحاق نوری

+ نوشته شده در  شنبه سوم فروردین 1387ساعت   توسط الهام 

 

دچار یعنی عاشق

و فکر کن که چه تنهاست

اگر که ماهی کوچک

دچار آبی بیکران باشد.

 

سهراب

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت   توسط الهام 

 

آه کاش می شد گاه

با خدا در آفرینش همعنانی کرد

ناب نوشین لحظه ها را جاودانی کرد.

 

اخوان ثالث

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت   توسط الهام 

 

کویرم

پر از تشنگی

با تو اما

پر از چشمه سارم چرا باورت نیست؟

 

سهیل محمودی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت   توسط الهام 

 

کسی نیست ...

بیا زندگی را بدزدیم

آن وقت

میان دو دیدار قسمت کنیم.

 

سهراب

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت   توسط الهام 

 

مادرم چاقو را

در حوض نشست

ماه زخمی می شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت   توسط الهام 

 

تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت   توسط الهام